تبليغاتX
عشق من خدا !
عشق من خدا !


تریلی نوشته های 2!

سلام به رفقای !
همتون که خوبین؟
اگه خوبین خدا رو شکر!
این بار اومدم تا با معرفت تریناتون رو معرفی کنم(خوب روی این جمله دقت کنید):
اول از همه از آبجی گلم که همون صبح صادقه وبلاگ به یاد ماندنی!
بعد هدی خانومی و آبجی شبنم ٬همین دو داش مشتی این بغله!
بد آبجی بلا که با اسم T.N.T لینکش کردم(از خانومیش هرچی بگم بازم کمه)         

بعد این اربابی که خیلی کارش درسته!
این عروس خانوم هم خیلی باحاله!
حالا یکی از مهمتریناش ور بهتون میگم!:
آبجی حمیده که من عاشق چرت و پرتاش هستم

همین دختر لوس بابا رو میگما!

بعد داداش جواد که واقعا مرده!

یکی که اگه حتی هم نیاد بهم نشون داده که آخر معرفته همین سودا خانومه!
در مرحله بعد منتظر تنها که امیدوارم تنها نباشه!(همیشه خدا هست)

در گام بعدی دیوار سکوت وندا!
دیگه نیاز به تعریف نداره که!
داداش فهد رو که همه میشناسین!مدیر محترم آریایی دبی!

آزیتا خانوم که از یه لحاظ با ما همسایه میشه!
آقا مصطفی که خیلی گله٬بهش سر بزنید!

آبجی زینبم هم که خیلی گله و اصلا نیاز به وصفش نیست!
الان جای همه ی ما کنارش سبزه!
و داداش گلش آقا وحید !

اشرف خانوم دختر باران!مثل باران پاکه!

آقای با مرام که حتی نیازی هم نبود اسمش رو توی این لیست بذارم و علت معرفی دوستان هم نظر همین با مرامی بود!

آبجی نونو که خیلی خانومه!

این آقا ابول خطری که خیلی خطرناکه!
و داشجی خودم ٬همین  آدمهای خوب بخوانند!

در کل از تمام دوستان کمال تشکر رو دارم!
از همین جا هم از بابت آپ قبلیم از همتون معذرت میخوام!

آپ هم که از سر تیترش معلومه!
پس بازم برای خوندن کجا رو کلیک کنین؟






ادامه مطلب...


+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 9:27  توسط مهدی شعبانی پور  | 



گله دارم...گله دارم!

سلام رفقای بی معرفت من!

خوبین که؟
البته دیگه برام مهم نیست!
اومدم تا از همتون گله کنم!
راستش رو بخواین از همه بی معرفتی دیدم!
این قضیه از اونجایی شروع میشه که من تاجایی که بیام نت سعی میکنم به همتون سر بزنم!
و همتون میدونید که این کارو هم میکنم!
حالا ما یه دو سه روزی نیومدیم یکی نگفت این زنده هست یا ...!
من مسافرت بودم و به اینترنت برای کارای شخصی دسترسی نداشتم!
خیلی دلم گرفت وقتی اومدم دیدیم فقط چهارتا دونه به نظرا اضافه شده!

مجنونم و دل زده از لیلیا

خیلی دلم گرفته از خیلیا!
نمونده از جوونیام نشونی!
پیر شدم٬ پیر تو ای جوونی

میدونید توی این شرایط مادر بزرگم یه مثل میخونه!

میگه:
من از بیگانگان هرگز ننالم!
که هرچه کرد با من آشنا کرد!
حالا منی که شما رو خواهر و برادرای خودم میدونم اینجوری سرم اومد!
حالا هم به هیچکی خبر ندادم تا ببینم باید باکی آشتی کنم ویا به طور دقیق تر کی معرفت داره و جبران میکنه!
حالا هرکی اومد یه فاتحه هم برای دوست خدابیامرزم امین بفرسته!
آخه دیروز مراسم ۱۳۰ روز درگذشتش بود!
آپم هم بخونید!
اینبار براتون یه شعر گذاشتم که یکم میل به طنز داره!
اگه دوست داری همونجا کلیک کن!



ادامه مطلب...


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 1:20  توسط مهدی شعبانی پور  | 



عاشقانه!

سلام دوستای گلم!

حالتون خوبه که؟
قبل از هر چیز باید به آقای محسن صالحی (یکی از دوستان و نویسندگان وبلاگ گروه پزشکی)تسلیت عرض کنم!
انشاالله که خداوند مادر این عزیز رو غرق در رحمت ابدی کنه و به ایشان و خانواده محترمش صبر عظیم عطا کند!
از همه ی عزیزان هم خواهش میکنم که فاتحه ای برای این مرحومه بخوانند!!

راستش رو بخواین این بار هم میخوام داستان براتون بذارم!
اما.................

یه تفاوتی با دفعه ی قبل داره!
داستان رو بخونین تا بفهمید!
طبق معمول برای خوندنش روی ادامه مطلب کلیک کنید!



ادامه مطلب...


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 10:40  توسط مهدی شعبانی پور  | 



مبارک!!!!

سلام دوستای گلم!

امیدوارم که حال همتون خوب باشه!

اومدم تا به بهترین امید های زندگیم تبریک بگم!
میلاد امام حسن عسگری رو به همه شیعیان تبریک میگم!
امروز مصادف با تولد داداش گلمه!
محمد جان داداش خوبم تولدت مبارک!
بچه ها،داداشم محمد امروز رفت تو سن ۱۴ سالگی!
یه خبر خوشحال کننده دیگه هم دارم!
یکی از بهترین دوستام (البته استاد من هستند)ازدواج کرد!
از درگاه خداوند برای این دوست عزیزم طلب خوشبختی میکنم و امیدوارم که زندگی پر خیرو برکتی داشته باشن!
و یه اتفاق جالب دیگه هم که افتاد و با این آپم همزمان شد:
رسیدن تعداد بازیدید کننده هام به بیش از ۱۰۰۰ بود!
این اتفاق رو هم به خودم و هم به تمام دوست داران این وبلاگ تبریک میگم!
راستی یه مناسبت دیگه هم هست:
هفته معلم! من از همین جا دست تمام معلمام رو میبوسم و یه تشکر ویژه ازشون میکنم!
یه چیز دیگه هم هست!
قدیمی ترین شهر مردم ساز توی ایران در ۴۰ کیلومتری جهرم پیدا شد!
این سند و افتخار رو به تمام جهرم دوستان و در کل به باستان شناسان و
باستان دوستان تبریک میگم!
ببینید که آپم چقدر میمون و مبارکه!
در مورد این آپ هم بگم که یه داستان کوتاه احساسیه!
اگه دوست دارین داستان رو بخونیین روی ادامه مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب...


+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 8:30  توسط مهدی شعبانی پور  | 



درباره وبلاگ

سلام!
اسمم مهدی شعبانی پور جهرمی!
از جهرم!
اینجا یه جایی هست که درد دل میکنم !
والبته بیشتر نق میزنم!
با عشقم!
با خدا!
یه خواهش داشتم!
کسی نگه این چه رسم حرف زدن با خداست!
من و اون خودمون با هم حال میکنیم!
به عشقم میسپارمتون!


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب


بايگاني
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385


پیوندها
بهترين دوستم(مرحوم نيكبخت)
دوست با مرامم(عباس جون)
آخرشه(سودا)
چه خانوم با شخصيتي(آزيتا)
عشق بی ریای ما(مینا و رامین)
حرفای راس راسکی(حمیده)
ارباب شياطين(يه ارباب واقعي)
Ev!lG!rL(آبجی هدی)
بچه ي كله شق مدرسه(آقا ابولفضل)


پیوندهای روزانه
بی تو هرگر...
نیایش ققنوس
خديجه كبري ام المومنين
کوچه باغ یادها
مش رجب و نوچه هاش!
آقای شاهد!
دیوار سکوت وندا!
اشرف،دختر باران
منتظر تنها!
×××××پس از باران×××××
...جز لبخند چیزی نگفت!
T.N.T
EMS
آدمهای خوب بخوانند!
نونو
به یاد ماندنی2(صبح صادق)!
شعری برای تو
صدا کن مرا،صدای تو خوب است!
برای تو مینویسم...!
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
ماه خدا!!!!
دل دیوانه عمارت کن....
زنگ ادبیات...
دل...
جهان در سوگ بیبی دوعالم!!!
بد شانس...
شاید یه بار دیگه...
کدوم٬کجا٬کی؟!
سکوت!!!
لبخند ...


لوگوی دوستان