تنهایی!
سلام! خوبین که رفقا؟ امیدوارم که خوب باشین! آقا ما یه رفیق داریم که از وقتی که دست چپ و راستمون رو از هم جدا کردیم باهاش دوست شدیم و یه جورایی عاشقشیم و بدجوری بهش مدیونیم!  هرکی به یه اسمی این رفیق ما رو صدا میزنه! یکی میگه رفیق٬ یکی میگه خدا و یکی هم میگه .......! این رفیق ما خیلی هوامون رو داره! رفیق زیاد داشتما! اما این یکی با همشون فرق میکنه! همه رفیقا یه روزی و یه طوری دل همدیگه میشکنن و شاید هم بعدش با هم آشتی کنند و دوستیشون محکم تر بشه! اما این رفیق ما صبرش تو ذهن هیچکی نمیگنجه!
اون از امین که از پیش من رفت و حتی توی خوابم بهم سر نمیزنه! اونم از سودا خانوم که قول داده بهم سر بزنه و قولش تو زرد شده! فهد خان(آریایی دبی) که بدون خداحافظی رفت! اونم از این هدی و شبنم خانوم که ادعای لوتی گری دارن! اونم از نونو خانوم که وبش رو سپرده به اقوامش و خودش نمیاد! اونم از صبح صادق که حالا ۱۰۰۰ ساله میخواد یه وب جدید بزنه و هنوز نزده! اون از آبجی زینب و داداشش که بی خبر رفتن! من در تنهاییم فقط به دنبال این هستم که دوستیمو با این رفیقم بیشتر کنم! حالا یه شعر مینویسم!
همه رفتند کسی دور و برم نیست! چنین بی کس شدن در باورم نیست! اگر این آخرای عاقبت بود
به جز افسوس هوایی در سرم نیست! همه رفتند کسی با نموندش! کسی خط دل مارا نخوندش! همه رفتن ولی این دل مارا
همون که فکر نمیکردیم سوزوندش
چه حاشا کرده این اندر نخورده
که آیا زنده ایم یا جون سپرده
عجب بالا و پایین داره دنیا
عجب این روزگار دلسرد با ما
یه روز دورو برم صدتا رفیق بود
ولی امروز تنهای تنهام
ادامه مطلب هم یادتون نره! البته اگه میخواین بخندین!
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 1:28 توسط مهدی شعبانی پور
|

مادرای مهربون و خواهرای گلم مبارکه!
@به نام خالق بشر ،سلام
سلام دوستای م
قبل از هر حرف و سخنی میلاد بی بیمون حضرت زهراو روز زن رو به همه مادرها و خواهرای گلم به خصوص خونواده خودم تبریک میگم و از همینچا دست همتون رو میبوسم!
حال و احوال چطوره؟خوبی یا بد؟ اگه خوبی که خوبتر باش، اگرم بدی که آخه چرا؟
زندگی سخته؟مشکل داری؟امتحانتو بد دادی؟هیشکی دوست نداره؟به
هرچی میخوای نمیرسی؟هر چی چیز بده مال توئه؟............ .
همرو میدونم.ولی یادت باشه :
زندگي با همه وسعت خويش محمل ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست زندگي رفتن و راهي شدن است زندگي جنبش راهي شدن است. از سر آغاز وجود تا جايي که خدا مي داند
مشکلات واسه همه هست مطمئن باش آدم بی غم وجود نداره چون باید غمی وجود داشته باشه تا آدمیزاد بفهمه خوشی چیه.غم مدلا و ورژنای زیادی داره .وبسته به میزان تحمل به نظر سخت و سخت تر میاد .با هم غما رو تحمل کنیم وامید داشته باشیم که بلاخره خوشی سراغمون میاد. غم مهمون همیشگیه یه جورایی صابخونس دیگه ولی خوشی مهمون ناخوندس،پس میزبانای خوبی باشیم تا مهمونمون زود بیاد ودیر بره
یه سر به ادامه مطلب هم بزنید!
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 13:23 توسط مهدی شعبانی پور
|

عذاب جاده!
سلام دوستای خوب خودم! خوبین که انشاالله!؟ اینبار یه شعر گذاشتم!

هم از سر تیتر معلومه و هم از این عکسه! بعد از خوندن نظرتون رو بگین!
راستی این داداش محمد که من لینکش کردم خیلی کارش درسته!
(گلپسر جهرم) حتما به وبلاگش سر بزنید و اگه خواستید باهاش رفیق بشین!
برای خوندن شعره همون جای تکراری رو کلیک کنید!
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 9:0 توسط مهدی شعبانی پور
|

عشق!!!!
سلام! سلامی به گرمی عشق من!
امیدوارم که خوب باشین!
امروز میخوام عاشقانه بنویسم !
اما به نظرم رسید که هنوز بیشتریا عشق و عاشقی رو نمیشناسن!
خوب! میخوام بگم که عشق چند دسته هست!
عشق سه دسته هست! دسته اول آرمانی ٬ یعنی دوست داشتن چیزی که وجود نداره! مثلا یهودیا گنبد سلیمان رو دوست دارن! دوم عشق به اصطلاح گیرنده که همون عشق به جنس مخالف هست و توی همه آدما خود به خود به وجود میاد! و سوم
عشق بازم آرمانی اما به چیزایی که وجود دارن و مختص به یه نفر نیست! مثل عشق به خدا و پیامبر و اهل بیت! یه داستان میزارم توی ادامه مطلب! اگه عاشقی رو امتحانکردین برید بخونین! اگر هم کردید بازم بخونین
همونطور که میدونید من هفتگی آپ میکنم ! پس اگه بعضی وقتا به بعضیا نمیگم آپ کردم دیگه خودتون هفته ای یه بار سر بزنید! اما سعی میکنم خبر بدم! داستان رو یدتون نره و همچنین نظرتون و برداشتتون! بزم روی ادامه مطلب کلیک کنین!
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 11:28 توسط مهدی شعبانی پور
|

|