قرب به خدا!
سلام! بازم منم!
علی فرحزاد!
دوستان مهدی اصلا حالش خوب نیست!
گفتم که کسی دچار تردید نشه!
ازتون خواهش میکنم دعا کنید تا مهدی رو از دست ندیم!
یه شعر که خیلی دوست داره مینویسم اینجا!
ای که بوی باران شکفته در هوایت
یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت
شد خزان به پایت بهار باور من
سایه بان مهرت نمانده بر سر من
جز غمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمم در این شب سیاهی
چشم من به راهت همیشه تا بیایی
باغ من بهارم بهشت من کجایی!
جان من کجایی، کجایی که بی تو دل شکسته ام!
سر به زانوی غم نهاده ام به گوشه ای نشسته ام!
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا!
مانده با نگاهی به راهی که میرود به نا کجا!
ای گل نا آشنا بیقرارم بیا
وای از این غم جدایی!
دعا یادتون نره که خیلی بهش نیاز داره و دارم و دارین!
خیلی دلم میخواد تا براتون شاد بنویسم! اما واقعا نمیتونم! یه جمله از مهدی هم براتون میگم! این فاصله هاست که آدما رو برای هم عزیز میکنه! یه عشق مهدی میسپارمتون!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 13:48 توسط مهدی شعبانی پور
|

آهنگ زندگی!
سلام عاشقان!
امیدوارم که حال همگی خوب بوده باشه و به قول بعضیا در سلامتی کامل به سر ببرین!
از همه کسانی که با من هم دردی کردن ممنونم! 
چند روز پیش تو خیابون بودم!
یکم به اطراف بیشتر توجه کردم!
دیدم یکی mp3 player تو گوشش هست(صداش بلند بود) داره رپ گوش میده!
یکی تو ماشین بود و داشت آهنگ ملایم که فکر کنم سامی یوسف بود گوش میداد!
یه پیره زن هم داشت رد میشد و داشت با سوز از این شعرای قدیمی میخوند!
یکم فکر کردم و دیدم زندگی هم یه نوع آهنگه!
حالا بستگی داره هر کس با هر وسیله ای که تو دستشه چه آهنگی بزنه! پس آهنگ زندگی رو طوری بزنیم که حداقل برای دیگران و خودمون دلخراش نباشه و به دل بشینه!
(فقط باری خنده: اهنگ من بندریه )
فکر کنم بعضیا دچار تردید میشن که آیا من سالم هستم و یا دیوانه!
من سالم دیوونه هستم! خدا جونم! دیوونتم! چیه؟ چرا بعضیا اینجوری نیگا میکنن؟
اینهمه ما به عشقای دنیاییمون میگیم دوست داریم و خرابتیم و ...... ! نمیتونیم به خدا بگیم؟
یکی میگفت عشق یه جاده یه طرفه هست!
فقط باید عشق بدی! ما فقط به معشوق دنیاییمون عشق میورزیم و نوقع داریم در مقابل اونم نشون بده!
اما خدا اینهمه بهمون عشق میورزه و هیچ توقعی هم نداره!
پس نمیشه بگیم خدا دوست دارم؟ من که میگم! جلو همه هم میگم!
خدا جونم دیونتم! منتظرم که یه روز واقعا بهت برسم!
یه دعا یاد گرفتم!
دوست دارم اینجا هم بگم!
خدایا ! خدای پاک من!
لذت عبادتت کردنت رو به من بده و شوق لذتهای دنیوی رو برام کم کن!
تو ادامه مطلبب هم یه سری واقعیت ها به نوشته طنز درباره به وجود آمدن انسان هست!
دوست داشتین سر بزنین!
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 11:31 توسط مهدی شعبانی پور
|

یادش گرامی باد!
سلام!
امیدوارم که حال همتون خوب باشه و ایام به کامتون!
راستش اصلا حالم خوب نیست!
دیروز خبر مرگ دوست و همکارم و خانوادش رو شنیدم! 
دکترا رشته کامپیوتر٬ استاد دانشگاه و همکار من مهندس:
اسمایل رحمانیان به همراه برادر کوچکش و مادر محترمشون!
در حال بازگشت از مشهد بودن!
خدا اونا رو غرق در رحمت خودش بکنه و امیدوارم که منو حلال کنه!
برام دعا کنین! خدا جون دوست دارم! هرچه که دادی نعمت است و هرچه ندادی حکمت!
یه بار دیگه به مردن فکر کردم! دیدم که وای به حالم!
اعمالم با امیر المومنین مقایسه میشه!
واقعا باید ائمه شفاعتم کنن!
دعا کنین!
طوری دعا کنین که انگار همه چیز وابسته به خداست و جوری کار کنید که انگار همه چیز وابسته به شماست!! ممنونم ازتون! اگه عمری باقی موند بازم میام! خدا حافظ همگی!
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 11:46 توسط مهدی شعبانی پور
|

|