تبليغاتX
عشق من خدا !
عشق من خدا !


سکوت!!!

 

... دلم سکوت میخواهد ... دلم فقط و فقط سکوت میخواهد ... سکوت ... ساکت که باشد مینشیند به تماشا ... به تماشای اطراف ... به تماشای آسمان ! ... به آسمان که نگاه میکند سراسر سکوت میشود ... وای خدای من ... اسم آسمان که می آید دلم داغ دلش تازه میشود ... دل من خیلی بی جنبه است ! ... تا اسم آسمان میآید دست و پایش شل می شود ... هوس یک تکه ابر میکند ! ... پا میکوبد بر زمین برای بدست آوردن تکه ای ابر ! ... هر بار بلند بلند برایش میگویم که به جای پایکوبی ! باهم برویم کنار پنجره تا ابری را ببینیم ... سر آخر دق میدهد مرا سر این موضوع ! ... راستی دلم یک پیانو هم میخواهد ! ...  تو نمیدانی که برای دلم پیانو یک رویای شبانه است ! ... صدای پیانو دلم را تا ابرها بالا میبرد و پرواز می دهد ... ولی ... الان که اسم پیانو را برایش آوردم گفت که دیگر آرزوی پیانو هم ندارد ! ... گفت فقط یک تکه ابر میخواهد که سر خسته اش را ساعتها بر روی آن بگذارد تا آرام بگیرد ... گفت که توان شنیدن نوای جادویی پیانو را هم ندارد ... الان فقط سکوت میخواهد ... سکوتی که دلش را آرام کند ... سکوتی که شاید کمی آرامش برایش به ارمغان بیاورد ... چند روزیست که وقتی دردی هولناک به سراغ دلم میآید برایش حرف میزنم ... برایش میگویم که باید بگردد اساسی ریشه این درد را پیدا کند ... نمیشود که دلی درد بگیرد و راهی نباشد برای شفایش ! ... دارم در گوشش زمزمه میکنم که خوب ببیند درونش را تا عامل درد را پیدا کند ... تا چاره ای بیابد برای رهایی از این درد ... دارم برایش میگویم که همین دردهاست که باعث می شود من و او رشد کنیم ... چپ چپ نگاهم میکند ! ... طوری که انگار مرا نمیشناسد ! ... برایش میگویم که دیری نیست که متوجه شده ام که همین دردهاست که ما را رشد میدهد ... که تعالی میبخشد به روح آدمی ... خنده اش میگیرد ... باید هم خنده اش بگیرد ... درد اجازه نمیدهد که به حرفم فکر کند ... ولی ... ولی ... دل که کارش فکر کردن نیست ! ... دل که نباید فکر کند ... دل فقط و فقط حس میکند ... حس میکند خوبی را ... حس میکند شادی را ... عاشق احساس خوبیهاست ... وای بر روزی که دردها را حس کند ... وای بر روزی که غم ها آوار شود بر سر دل ... این ها را که میگویم دلم با بغض نگاهم میکند ... به دلم حق میدهم ... دردی را حمل میکند به سنگینی کوه ها ... او که کارش حمل دردها نیست ... مگر چقدر توان دارد که بتواند ذره ذره درد را حس کند ... لمس کند ... بچشد ... باید نجاتش بدهم از این درد مهلک ... باید رهایش کنم از این غم ... باید راهی بیابم برای شادیش ... برای پروازش ... برای اوج گرفتنش ... قبل از اینکه تماماً به خواب فرو رود ... باید ... باید ...

پ.ن۱: اگرچه کلی وقته اینجا نیومدم٬ اما سلامم رو قبول کنید!

پ.ن۲: دلیل اینکه نیومدم اول واسه اینکه منم رفتم قاطی مرغا و دوم اینکه امتحانام خیلی حساس بود!

پ.ن۳: توی ای آپ بیشتر به سکوت برام معنا داشت!

پ.ن۴: اینقدر بهتون سر میزنم که خودتون پشیمون بشید!

پ.ن۵: دلم برای کلمه به عشقم میسپارمتون تنگ شده٬

                           پس حالا میگم که به عشقم میسپارمتون!

 

 



+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 23:36  توسط مهدی شعبانی پور  | 



درباره وبلاگ

سلام!
اسمم مهدی شعبانی پور جهرمی!
از جهرم!
اینجا یه جایی هست که درد دل میکنم !
والبته بیشتر نق میزنم!
با عشقم!
با خدا!
یه خواهش داشتم!
کسی نگه این چه رسم حرف زدن با خداست!
من و اون خودمون با هم حال میکنیم!
به عشقم میسپارمتون!


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب


بايگاني
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385


پیوندها
بهترين دوستم(مرحوم نيكبخت)
دوست با مرامم(عباس جون)
آخرشه(سودا)
چه خانوم با شخصيتي(آزيتا)
عشق بی ریای ما(مینا و رامین)
حرفای راس راسکی(حمیده)
ارباب شياطين(يه ارباب واقعي)
Ev!lG!rL(آبجی هدی)
بچه ي كله شق مدرسه(آقا ابولفضل)


پیوندهای روزانه
بی تو هرگر...
نیایش ققنوس
خديجه كبري ام المومنين
کوچه باغ یادها
مش رجب و نوچه هاش!
آقای شاهد!
دیوار سکوت وندا!
اشرف،دختر باران
منتظر تنها!
×××××پس از باران×××××
...جز لبخند چیزی نگفت!
T.N.T
EMS
آدمهای خوب بخوانند!
نونو
به یاد ماندنی2(صبح صادق)!
شعری برای تو
صدا کن مرا،صدای تو خوب است!
برای تو مینویسم...!
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
ماه خدا!!!!
دل دیوانه عمارت کن....
زنگ ادبیات...
دل...
جهان در سوگ بیبی دوعالم!!!
بد شانس...
شاید یه بار دیگه...
کدوم٬کجا٬کی؟!
سکوت!!!
لبخند ...


لوگوی دوستان