کدوم٬کجا٬کی؟!
هرچه دارم از تو دارم
ای همه دار و ندارم
با تو آرومم و بی تو بیقرار بیقرارم
گفتی باشم ، حالا هستم
چشم به راه یه نگاهت
میدونم منو میبینی
که نشستم سر راهت
با تو کوچه های بن بست
میرسن به کهکشونها
با تو بیراهه یه راهه
به نشون بی نشونا
اوناکه از تو نشونی
روی پیشونی ندارن
داغشون رو دلشونه
خم به ابرو نمیارن
رسم من فرشتگی نیست
من که درگیر زمینم
تو خودت اینو میخواستی
من یه آدمم ،همینم
اونی که رو دوش خستش
یه امانت از تو داره
گاهی کم میاره اما
این امانت رو میاره
پ.ن:سلام٬آدم بد قولی نیستم٬ اما یه اتفاق افتاد و پاهامو ازم گرفت و نتونستم به هیچکی سر بزنم٬حتی به خودم...
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 19:44 توسط مهدی شعبانی پور
|

|