تبليغاتX
عشق من خدا !
عشق من خدا !


بد حجابی!!!!!!!!

بسم رب الشهدا

 

 

 

اتل متل سمانه

 

يه دخنر شهيده

 

يه دختري که هيچ وقت

 

بابا جون و نديده

 

 

 

بابا وقتي شهيد شد

 

مامان حامله بوده

 

بعد که سمانه اومد

 

ديگه جنگي نديده

 

 

 

مامان زود ازدواج کرد

 

با يه مرد غريبه

 

سمانه حالا اون رو

 

 باباي خود ميدونه

 

 

 

هيچکي بهش نگفته

 

باباش يه مرد ديگه ست

 

باباش تو آسمونه

 

توي دنياي ديگه ست

 

 

 

هيچکي بهش نگفته

 

باباش چه مهربون بود

 

چه ابروي کموني

 

باباش چه خوش زبون بود

 

 

 

هيچي بهش نگفته

 

باباش يه قهرمان بود

 

تو دشتاي شلمچه

 

باباش يه ديدبان بود

 

 

 

سمانه قد کشيده

 

برزگ شده ماشالله

 

داره ميره دانشگاه

 

دانشجوه اون حالا

 

 

 

حراست دانشگاه

 

عاصيه از دست اون

 

مدام بايد بش بگن

 

موهات اومده بيرون

 

 

 

هفت قلم ارايش و

 

يه مانتوي کوچولو

 

شلوار برمودا و

 

کفشاي مثل پارو

 

 

 

تا حالا اين دخترو

 

بهشت زهرا نبردن

 

حتي جلوش اسمي از

 

 خون شهيد نبردن

 

 

 

خونواده ميگن که

 

بزار يه کم خوش باشه

 

باباش که رفته طفلي

 

بزار که اين خوش باشه

 

 

 

داره دلم ميسوزه

 

از بس که بي مراميم

 

مگه شهيد رفته که

 

ما بخوريم بخوابيم؟

 

 

 

تو اون دنيا جواب

 

باباش رو چي ميديم ما

 

اگه يه وقت بپرسه

 

امانتم چي شد ها؟

 

 

 

حتي اگه سمانه

 

باباش شهيد نباشه

 

دختر شهر شهيد

 

بايد اينجوري باشه؟

 

 

شما چه قضاوت میکنین؟
ببینین حجاب همون جوری که همه جا نوشتن صدفه که از مروارید حفاظت میکنه!
من میدونم که شما که میاین اینجا خیلی توی این مطالب از من آگاه تر هستید و نیازی به گفتن من نبود!
اما من برای کسی میگم که از جدش دور شده و نمیدونه که چه دینی داره؟
در مورد عکسهام هم بگم متاسفانه جور نشد توی این آپم بذارم!
انشاالله توی یه فرصت دیگه!
الان هم شما رو به عشقم میسپارم!



+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 8:11  توسط مهدی شعبانی پور  | 



درباره وبلاگ

سلام!
اسمم مهدی شعبانی پور جهرمی!
از جهرم!
اینجا یه جایی هست که درد دل میکنم !
والبته بیشتر نق میزنم!
با عشقم!
با خدا!
یه خواهش داشتم!
کسی نگه این چه رسم حرف زدن با خداست!
من و اون خودمون با هم حال میکنیم!
به عشقم میسپارمتون!


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب


بايگاني
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385


پیوندها
بهترين دوستم(مرحوم نيكبخت)
دوست با مرامم(عباس جون)
آخرشه(سودا)
چه خانوم با شخصيتي(آزيتا)
عشق بی ریای ما(مینا و رامین)
حرفای راس راسکی(حمیده)
ارباب شياطين(يه ارباب واقعي)
Ev!lG!rL(آبجی هدی)
بچه ي كله شق مدرسه(آقا ابولفضل)


پیوندهای روزانه
بی تو هرگر...
نیایش ققنوس
خديجه كبري ام المومنين
کوچه باغ یادها
مش رجب و نوچه هاش!
آقای شاهد!
دیوار سکوت وندا!
اشرف،دختر باران
منتظر تنها!
×××××پس از باران×××××
...جز لبخند چیزی نگفت!
T.N.T
EMS
آدمهای خوب بخوانند!
نونو
به یاد ماندنی2(صبح صادق)!
شعری برای تو
صدا کن مرا،صدای تو خوب است!
برای تو مینویسم...!
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
ماه خدا!!!!
دل دیوانه عمارت کن....
زنگ ادبیات...
دل...
جهان در سوگ بیبی دوعالم!!!
بد شانس...
شاید یه بار دیگه...
کدوم٬کجا٬کی؟!
سکوت!!!
لبخند ...


لوگوی دوستان