عذاب جاده!
از عذاب جاده خسته ،نرسیده و رسیده! آهی از سر رسیدن ،نکشیده و کشیده!

غم سر گردونیام رو، با تو صادقانه گفتم! اسمی که اسم شبم بود، با تو صادقانه گفتم! با تنم زخمی اگه بود، بی رمق بود اگه پاهام! تازه تازه با تو گفتن، اگه کهنه بود دردام! من سر گردونه ساده، تو رو صادق میدونستم! این برام شکسته اما، تو رو عاشق میدونستم! تو تمام طول جاده، که افق برابرم بود! شوق تو راه توشه ی من، اسم تو همسفرم بود!
 من دل شیشیه ای هرجا، پرشکستن که شکستن! زیر کوه بار غصه، پرنشستن که نشستن! عشق تو از خاطرم برد، که نعیفم و پیاده!
تو رو فریاد زدم و باز، خون شدم تو رگ جاده! من سر گردون ساده، تو رو صادق میدونست !این برام شکسته اما، تو رو عاشق میدونستم! نیزه ی نم باد شرجی، وسط دشت تابستون! تازیانه های رگبار، توی چله ی زمستون!

نتونستند،نتونستند، جلوی منو بگیرن! از من خسته خسته، شوق رفتن رو بگیرن! حالا که رسیدم اینجا، پر قصه برا گفتن! پرنیاز تو برای، آه کشیدن و شنیدن! تو رو با خودم غریبه، از خودم جدا میبینم! خودم رو پر از ترانه، تو رو بی صدا میبینم!

من سر گردون ساده، تو رو صادق میدونستم! این برام شکسته اما،تو رو عاشق میدونستم! اون همیشه با محبت، برای من دیگه نیستی! نگو صادقی به عشقت، آخه چشمات میگه نیستی!
.jpg)
به نظر خودم قشنگ شده! شما هم که زحمت کشیدین و تا اینجا اومدین ! پس نظرتون رو بگین! اخه نظر شما باعث میشه بنده
توی آپای بعدیم بیشتر دقت کنم! راستی بگین این شعر عاشقی هست و یا چیز دیگه ای! آخه خودم هنوز نفهمیدم! اما خیلی خوشم میاد ازش! امیدوارم که برای شما هم همین جور باشه! از اینکه با من هستید خوشحالم!
راستی! یه طرح دارم! اگه بشه تموم رفقا یه روز همزمان on بشیم و همه مون توی یک کنفرانس شرکت کنیم به نظرم چیز جالبی میشه و اگه دیدم از این طرح استقبال شد دنباله میدم تا یک طرح در سطح کشور بشه و اگه شد یه سری امکانات به این مجموعه بدن! پس اگه موافق باشین توی قسمت نظرات بگین و تاریخ هم مشخص کنید!
دوستون دارم! خداحافظ!
+
نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 9:0 توسط مهدی شعبانی پور
|

|