تبليغاتX
عشق من خدا !
عشق من خدا !


تواضع!

رئيس جمهور در گفتگويي با دو تن از خبرنگاران واحد مرکزي خبر به سوالات حاشيه اي آنها در مورد زندگي خود و ارتباطات فاميلي اش ، همچنين کارهاي روزمره اي که انجام مي دهد، پاسخ گفت.
به گزارش ايسنا، رئيس جمهور در بخش اول اين گفتگو که بيشتر حول مسائل خانوادگي بود، در پاسخ به اين سوال که صبحها چه ساعتي بر سر کار حاضر مي شود، گفت: بستگي دارد. ممکن است بعضي وقت ها ساعت 5.30 حاضر شوم ، بعضي وقت ها 6.30 و بعضي وقت ها 7.30.
وي همچنين در پاسخ به اين پرسش که در روز به چه ميزان کار مي کنيد؟ گفت: هر قدر که امکان آن فراهم باشد. من معمولا ساعت 11.30 يا 12 تا 30 دقيقه بامداد به منزل مي روم.
وي در پاسخ به اين پرسش که به چه ميزان در حال حاضر فرصت مي کند به خانواده و اقوام خود سر بزند و صله رحم انجام دهد؟ گفت: من در گذشته اعضاي خانواده را بيشتر مي ديدم ولي اکنون کمتر آنها را مي بينم. قبلا اگر وقت مي کردم به خانه خواهرزاده و برادرزاده ام نيز سرمي زدم ولي اکنون کمتر شده است ؛ ولي به والدين مرتب سر مي زنم و بقيه نيز به آنجا مي آيند. اکنون بيشتر در جمع هايي که همه فاميل حضور داشته باشند شرکت مي کنم که همه را ببينم.
وي در پاسخ به اين پرسش که به چه ميزان در کار خانه مشارکت مي کنيد؟ گفت: اکنون مشارکت و کمکم کمتر شده البته قبلا نيز خيلي کمک مستقيم نمي کردم ، معمولا خريد خانه را انجام مي دادم و بعضي اوقات نيز در خانه کمک مي کردم ، ولي اکنون کمتر شده و بعضي وقت ها در آشپزخانه کمک مي کنم.
وي در پاسخ به اين پرسش که آيا آشپزي نيز مي کند و بلد است غذا بپزد؟ گفت: بله ، همه نوع غذايي را بلدم درست کنم البته کساني که غذاي من را خورده اند مي گويند خوشمزه هم درست مي کني.
وي گفت: من همه نوع غذايي را بلدم درست کنم ، از سوپ و آش گرفته تا انواع خورشت ها.
وي در پاسخ به اين پرسش که گفته مي شود دولت ازدواج مجدد براي آقايان را آزاد کرده و خانم ها از بابت اين مساله ناراحت شده اند، گفت: ازدواج مجدد يعني چه؟ يعني اين که فرد خانمش را طلاق دهد بعد دوباره ازدواج کند که خبرنگار خطاب به وي گفت: يعني اين که خانم اولش را داشته باشد و دوباره ازدواج کند که رئيس جمهور گفت: به نظر من بعضي از اين مردها يک زن هم زيادشان است. حيف از زنان که به بعضي از مردان بداخلاق داده شوند. زنان موهبت الهي هستند.
خبرنگار به احمدي نژاد گفت: بتازگي شما ديداري با اقتصاددانان که بعضا منتقد نيز بودند، داشتيد و از اين ديدار استقبال زيادي شد، آيا شما قصد داريد اين ديدارها را ادامه دهيد؟ رئيس جمهور گفت: بله ، البته اين در دولت به صورت طبيعي هميشه اتفاق مي افتد، ولي خبري نمي شود، قرار شده تعدادي برنامه هاي جديد بگذاريم که خبري شود و مردم نيز در جريان قرار بگيرند.
خبرنگار گفت: شما قبل از جام جهاني در بازديدي که از تيم ملي داشتيد به آقاي ميرزاپور گل زديد، ما در آن موقع گفتيم يا آقاي رئيس جمهور فوتبالشان خيلي خوب است يا آقاي ميرزاپور دروازه بان قوي اي نيست که در جام جهاني نيز ديديد که چه اتفاقي افتاد؟ رئيس جمهور در پاسخ گفت: ميرزاپور دروازه بان خوبي است.
وي در پاسخ به اين پرسش که آيا شما فوتبال نيز بازي مي کرديد؟ گفت: من عضو تيم فوتبال دانشگاهمان بودم.
وي در پاسخ به اين پرسش که آيا شما رفيق باز هستيد، چراکه وزير نيرو گويي در يک جمع خصوصي گفته بود که فقط من و وزير راه در دانشگاه ديگري غير علم و صنعت درس خوانده ايم که رئيس جمهور گفت: بالاخره حوزه دوستي من خيلي وسيع است. من در جاهاي مختلف کشور و با قشرهاي گوناگون رفيق هستم و خيلي ها را مي شناسم. بچه هاي محلمان يا دوستان قديمي را مي شناسم و گاهي فرصت کنم مي بينمشان.
وي در پاسخ به اين پرسش که اين افراد در اطرافتان حضور دارند؟ گفت: نه.
رئيس جمهور در پاسخ به اين پرسش که شما چندي پيش گفته بوديد در محله قديمي ما (نارمک) آنقدر قيمت ها بالا نيست ، حال اين پرسش پيش مي آيد که انتظار نداريد مردم بروند از نارمک (محله شما) خريد کنند؟ گفت: منطقه ما، منطقه متوسط شهر است و تره بار نزديک خانه ماست که معمولا قيمت ها را پايين تر و مناسب ارائه مي کند. کاسبهاي محل نيز کاسبهاي منصفي هستند و همه قديمي آن محل هستند.
خبرنگار به رئيس جمهور گفت: شما پوششتان شبيه پوشش شهيد رجايي است ، گويي با ايشان نيز هم محله اي بوده ايد؟ رئيس جمهور گفت: البته هم محله اي نبوديم ، ولي از يک منطقه بوديم. در همان محله اي که ايشان در هنرستان کارآموز و دبيرستان کمال درس مي دادند، حضور داشتيم.




+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 19:31  توسط مهدی شعبانی پور  | 



درباره وبلاگ

سلام!
اسمم مهدی شعبانی پور جهرمی!
از جهرم!
اینجا یه جایی هست که درد دل میکنم !
والبته بیشتر نق میزنم!
با عشقم!
با خدا!
یه خواهش داشتم!
کسی نگه این چه رسم حرف زدن با خداست!
من و اون خودمون با هم حال میکنیم!
به عشقم میسپارمتون!


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب


بايگاني
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385


پیوندها
بهترين دوستم(مرحوم نيكبخت)
دوست با مرامم(عباس جون)
آخرشه(سودا)
چه خانوم با شخصيتي(آزيتا)
عشق بی ریای ما(مینا و رامین)
حرفای راس راسکی(حمیده)
ارباب شياطين(يه ارباب واقعي)
Ev!lG!rL(آبجی هدی)
بچه ي كله شق مدرسه(آقا ابولفضل)


پیوندهای روزانه
بی تو هرگر...
نیایش ققنوس
خديجه كبري ام المومنين
کوچه باغ یادها
مش رجب و نوچه هاش!
آقای شاهد!
دیوار سکوت وندا!
اشرف،دختر باران
منتظر تنها!
×××××پس از باران×××××
...جز لبخند چیزی نگفت!
T.N.T
EMS
آدمهای خوب بخوانند!
نونو
به یاد ماندنی2(صبح صادق)!
شعری برای تو
صدا کن مرا،صدای تو خوب است!
برای تو مینویسم...!
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
ماه خدا!!!!
دل دیوانه عمارت کن....
زنگ ادبیات...
دل...
جهان در سوگ بیبی دوعالم!!!
بد شانس...
شاید یه بار دیگه...
کدوم٬کجا٬کی؟!
سکوت!!!
لبخند ...


لوگوی دوستان