تبليغاتX
عشق من خدا !
عشق من خدا !


آهنگ زندگی!

و آنزمان که باغبان مهربان ، مترسک انسان را بر مزرعه دنیا بنا نهاد بر این گمان بود که وی تمام سعی خود خواهد گمارد تا کلاغ ظلم و سیاهی را از بام مزرعه بدوراند ... آنگاه که خورشید مهربانی بر مزرعه می تابید ، آندم که ابر احساس بر زمین خشک مزرعه باریدن میگرفت و آنگاه که باد محبت بر ساقه های طلایی می وزید ... همه و همه ... بر آن بودند که این مترسک از پس مسئولیت خویش سر بلند خارج خواهد شد ... لیکن زرشک !... در اولین طلوع مهربانی ، کلاغ سیه فام  ظلم و نکبت ، بر پهنای دهنه آسمان پریدن گرفت ! ... چرخید و چرخید ... از آن دور ، مترسک را می دید که چه با شکوه قد علم کرده و بر افق مزرعه دید می گستراند ... در اندیشه فرو شد ... باخود گفت : چگونه بر او بتابم چون خورشید مهر بر او پرتو افکنده ؟ چگونه بر او ببارم چون ابر احساس بر او جاری می شود؟چگونه بر وی بوزم چون باد محبت او را می نوازد ؟  ... فکر کرد و فکر کرد ... چرخید و چرخید ... Tobe or not Tobe ؟... به ناگه ، صاعقه فکر بر آسمان مغز کلاغ برقی زد و لحظه ای بعد باران شرارت بر عقلش باریدن گرفت ... آری ... Technologi ! ... چندی بعد ... کلاغ سیه فام با هالوژن خشم بر او تابید ، با ابرمصنوعی شرارت بر او بارید و با باد Ogeneral شهوت بر او وزید ... به به ! ...

 
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند    تا زآبادی تن ، ظلم و ستم بر آرند


کلاغ در دل سیاه خویش مسرور بود و شادمان ... که به ناگه ... در جا stop زد ! ... وای ... آخ ! ... اووووه !! ... wow ! ... آیا آنچه میدید حقیقت داشت ؟ ... Oh my faiburit ! ... کلاغ با تمام زیرکی نمیدانست که در ذات خاکی مترسک ، افکار مارمولکی وجود دارد ! ... آری ... انسان در حرکتی مد گرایانه ،  با چتر Windsor مهربانی ٬ بر باران شرارت ... با عینک Rayban دوستی ، بر نور خشم ... و با کاپشن Timberland تقوا ٬ بر باد شهوت فایق آمد ! در حالی که Adidas همت نیز بر پای داشت !! (لازم به توضیح است که با توجه به رشد صعودی قیمت در تمامی امور  ، بر خلاف میل  مجبور به گرفتن اسپانسر در متن شدیم که از این بابت عذر خواهی مینمائیم.نگارنده) ... کلاغ سیه روز با دیدن این صحنه پرپرکی زد و در افق آسمان ناپدید شد ... و بشنوید از باغبان که تا چنین بدید مترسک را اشرف مخلوقاتش نامید ... کلاغ چو این انتصاب را در بازتاب بدید بر آن شد تا هر از گاهی بر مترسک فرود آید و او را در پیش باغبان شرمنده سازد ... و این داستان همچنان ادامه دارد ...


واقعا این داستان همچنان ادامه دارد!
به چندتا از دوستا خیلی وقته سر نزدم!
دلم براشون اساسی تنگ شده!
امیدوارم که منو بابت تاخیرام ببخشید !

راستی!
همیشهبا چتر مهربانی ٬ بر باران شرارت ... با عینک دوستی ، بر نور خشم ... و با کاپشن تقوا ٬ بر باد شهوت فایق بیایم ! در حالی که کفش همت نیز بر پای داریم !!

موفق و شاد پیروز در مقابل مشکلات باشید!
خدا نگهدار همگیتون!



+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 11:31  توسط مهدی شعبانی پور  | 



درباره وبلاگ

سلام!
اسمم مهدی شعبانی پور جهرمی!
از جهرم!
اینجا یه جایی هست که درد دل میکنم !
والبته بیشتر نق میزنم!
با عشقم!
با خدا!
یه خواهش داشتم!
کسی نگه این چه رسم حرف زدن با خداست!
من و اون خودمون با هم حال میکنیم!
به عشقم میسپارمتون!


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب


بايگاني
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385


پیوندها
بهترين دوستم(مرحوم نيكبخت)
دوست با مرامم(عباس جون)
آخرشه(سودا)
چه خانوم با شخصيتي(آزيتا)
عشق بی ریای ما(مینا و رامین)
حرفای راس راسکی(حمیده)
ارباب شياطين(يه ارباب واقعي)
Ev!lG!rL(آبجی هدی)
بچه ي كله شق مدرسه(آقا ابولفضل)


پیوندهای روزانه
بی تو هرگر...
نیایش ققنوس
خديجه كبري ام المومنين
کوچه باغ یادها
مش رجب و نوچه هاش!
آقای شاهد!
دیوار سکوت وندا!
اشرف،دختر باران
منتظر تنها!
×××××پس از باران×××××
...جز لبخند چیزی نگفت!
T.N.T
EMS
آدمهای خوب بخوانند!
نونو
به یاد ماندنی2(صبح صادق)!
شعری برای تو
صدا کن مرا،صدای تو خوب است!
برای تو مینویسم...!
آرشیو پیوندهای روزانه

آخرین نوشته ها
ماه خدا!!!!
دل دیوانه عمارت کن....
زنگ ادبیات...
دل...
جهان در سوگ بیبی دوعالم!!!
بد شانس...
شاید یه بار دیگه...
کدوم٬کجا٬کی؟!
سکوت!!!
لبخند ...


لوگوی دوستان